تجربه یک کلاس‌اولی از کلاس سوم
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٧   کلمات کلیدی:

امیر علی روز 31 شهریور برای اولین روز به مدرسه میره و خب چون سه تا صف کلاس اول بوده، امیرعلی باید میرفته توی صف سوم.

فردای اون روز یعنی یک مهر بازم امیر علی میره به صف سوم غافل از اینکه این صف کلاس سوم بوده و تمام کلاس اولی‌ها توی صف اول بودند.

امیر علی به کلاس سوم میره و چون هیشکی رو نمیشناخته میره آخر کلاس میشینه! وقتی معلمشون میاد میبینه که خیلی کوچیکه و میارتش ردیف جلو!

زنگ اول فارسی بوده. معلم چند کلمه ای روی تخته مینویسه و ازشون میخواد که این کلمات رو توی دفترشون بنویسند. امیر علی تمام تلاشش رو میکنه که این تکلیف طاقت فرسا رو انجام بده. تصاویر زیر از این تلاش میگه :)

زنگ بعد هم زنگ ریاضی بوده و از امیر علی و بقیه بچه ها خواسته میشه یه سری جمع سه رقمی و یه سری تقسیم انجام بدند و بازهم امیر علی سعی میکنه چیزی که روی تخته هست رو کپی کنه!

جالب اینجاست که معلم زیر برگه اش امضا کرده که عزیزم شما یکم ضعیف هستی! :)
ولی بعدا مدیر مدرسه متوجه این اشتباه میشه و مسئولین رسیدگی میکنن :))

نگاه شما: تجربه یک کلاس‌اولی از کلاس سوم

نگاه شما: تجربه یک کلاس‌اولی از کلاس سوم