اولین کشته تصادف در ایران
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٢   کلمات کلیدی: اولین تصادف ،ایران
اولین کشته تصادف در ایران؟
شاید این روزها دیدن چندین صحنه تصادف در روز، در خیابان ها و اتوبان ها به یک اتفاق عادی تبدیل شده باشد و بتوانیم به سادگی از کنار چنین صحنه هایی عبور کنیم، حتی تصادف هایی که منجر به مرگ انسان ها می شوند. شاید در روزهایی که تعداد ماشین ها کم کم از تعداد آدم ها بیشتر می شود دیدن ماشینی که بر اثر تصادف مچاله شده، صحنه چندان غریبی نباشد و چشم هایمان به دیدن صحنه هایی از این دست عادت کرده باشد؛ اما حتما برایمان جالب است سرکی بکشیم به صحنه اولین تصادف رانندگی در ایران، آن هم در زمانی که تعداد اتومبیل های شهر حتی به 50 دستگاه هم نمی رسید و حتی قانونی برای گرفتن گواهینامه وجود نداشت.


مرگ آقای موسیقیدان
اولین ها همیشه در ذهن آدم می ماند، حالا چه خوشایند باشد چه ناخوشایند. تجربه اولین روز مدرسه، اولین معلم، اولین زمین خوردن در دوران کودکی. اولین بارها حتی اگر غم انگیزترین اتفاق های دنیا هم باشند، یک جایی گوشه ذهن آدم برای همیشه باقی می مانند.
«غلامحسین درویش» معروف به «درویش خان» یکی از موسیقدانان نامدار ایران، اولی کسی بود که در زمان رضا شاه با یک ماشین تصادف کرد. درشکه او به صورت کاملا اتفاقی با ماشینی که متعلق به مظفرالدین شاه قاجار بود، تصادف کرد.
ماجرا برمی گردد به زمانی که تعداد ماشین هایی که در شهر رفت و آمد می کردند هنوز به 50 دستگاه هم نمی رسید. در آن زمان هنوز هیچ قانونی برای گرفتن گواهینامه و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی وجود نداشت، به همین دلیل اکثر رانندگان به سختی در همان چند خیابان سنگفرش شده پایتخت تردد می کردند.
همزمان با فعالیت ماشین دودی، کالسکه بخار یا همان اتومبیل وارد تهران شد. اتومبیل مظفرالدین شاه قاجار را یک راننده فرانسوی هدایت می کرد. این اتومبیل از نوع کالسکه های پرسروصدایی بود که به جای سقف، چادر بزرنتی داشتند.
درویش خان در نیمه شب دوم اسفند سال 1305، بعد از تمام شدن کلاس موسیقی، برای برگشتن به منزل یک درشکه دو اسبه کرایه می کند. زمانی که درشکه حامل درویش خان وارد خیابان سپه می شود، اتومبیل مظفرالدین شاه از جهت مخالف با درشکه و اسب ها تصادف می کند. اسب های درشکه درجا تلف می شوند و درویش خان از درشکه به بیرون پرتاب می شود و به شدت از ناحیه سر با زمین برخورد می کند.
مردم بلافاصله بعد از دیدن صحنه برخورد ماشین با درشکه، مجروح را به بیمارستان نظیمه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود می رسانند اما ضربه وارد شده به سر استاد درویش آنقدر سنگین بود که بعد از 5 روز، به دلیل ضربه مغزی او فوت شد. بدین ترتیب نام درویش خان به عنوان اولین قربانی تصادف راهنمایی و رانندگی در ایران به ثبت رسید. مزار درویش خان در گورستان ظهیرالدوله در خیابان دربند، درست پایین آرامگاه ظهیرالدوله است.

نوشدارو بعد از مرگ سهراب
با آنکه از سال 1292 تعداد خودروها افزایش یافته بوداما هیچگونه مقرراتی برای نظم بخشیدن به عبور و مرور آنها وجود نداشت تا اینکه چند مدت بعد از مرگ درویش خان، سوئدی ها به ایران دعوت شدند و شروع به پایه گذاری سازمانی به نام نظمیه شهربانی کردند که شعبه ای به نام «عبور و مرور» در آن تاسیس شد.
در سال 1308، دولت ایران تصمیم به برچیدن واگن اسبی گرفت و برای اولین بار به فکر تاسیس یک سرویس حمل و نقل عمومی برای تهران افتاد. در همین سال بود که گواهینامه ها صادر و درجه بندی شدند و هر کسی که پشت فرمان اتومبیل ها می نشست موظف به دریافت تصدیق یا همان گواهینامه از نظمیه بود.
اولین افسر آزمایش رانندگی که نام و امضای او در پای اوراق رانندگان زمان قاجاریه وجوددارد و به زبان فرانسه نوشته شده است، شخصی به نام «مسیو کلین» بود که بعد از او، این سمت به «ناصرخان انشاء» اولین متخصص نظیمه محول شد.
وزیر الوزراء هم بعد از آن اتفاق دستور داد که در نظیمه، شعبه ای به نام «وسائط ناقله» تاسیس شود و ساختمان آن در خیابان باب همایون باشد. در یکی از بندهای این آیین نامه نوشته شده بود که راننده هنگام روز در شهر و اماکن پرجمعیت، ضمن حرکت از سمت راست باید با سرعت 15 کیلومتر در ساعت و در خارج شهر 25 کیلومتر در ساعت و شب ها با سرعت 10 کیلومتر براند و با اینکه در موقع نزدیک شدن به حیوانات از قبیل اسب و قاطر که به طور طبیعی از صدای ماشین وحشت دارند، رانندگان باید از سرعت اتومبیل خود بکاهند و آرام حرکت کنند تا باعث وحشت و رم کردن حیوانات نشوند.

دفترچه راهنما
درست مدتی پس از آن ماجرا، یک پایه آهنی و یک صفه گرد و چند تصویر کوچک و بزرگ توجه مردم را به خودش جلب کرد. این علامت ها، ابزار رانندگی شده بودند و رانندگان با دیدن هر علامت، باید می فهمیدند که چه کاری انجام دهند.
اداره کل تشکیلات نظمیه، اطلاعیه ای داد که «به خاطر مخاطرات متصوره و حسن تنظیم ایاب و ذهاب وسایل نقلیه، تابلوهای راهما از طرف این اداره در گوشه و کنار معابر نصب می شود. شوفرها هم باید بروند نظمیه و قوانین و اسلوب عبور و مرور را بخوانند تا زمانی که قوانین و نظام نامه تدوین شود، بتوانند بروند شعبه تامین عبور و مرور در میدان سپه که دفترچه را بخرند و اطلاعات کسب کنند.» اوایل خرداد سال 1307 بود که شوفرها دفترچه نظام نامه را خریدند و خواندند.

اولین زن راننده ایران
اولین راننده زن در ایران شخصی به نام «هلن شه بنده» بود که در سال 1319 موفق به دریافت گواهینامه گردید و سروصدای زیادی در مطبوعات آن زمان به راه انداخت. چند وقت بعد اولین خیابان های یکطرفه شهر اعلام شد. قرار شده بود اتومبیل های کرایه که به سمت شمیران می رفتند و هر بار راهی را امتحان می کردند تنها از لاله زار بروندو از علاءالدوله برگردند و خیابان بشود یکطرفه که مدام شوفرهای ناشی اتول هایشان را نکوبند به هم.

ماموران چراغ به دوش
از آن زمان به بعد دیگر سر و کله چراغ های راهنمایی و رانندگی هم پیدا شد، تولد اولین چراغ های راهنمایی و رانندگی در ایران به سال های دهه 30 برمی گردد که در تقاطع های سپه (امام خمینی ره) ولی عصر، پل امیربهادر، باغ ملی، دروازه شمیران، گمرک و امیریه نصب شد.
اما قبل از نصب این چراغ ها، چراغ های راهنمایی بصورت کوله پشتی بودندکه دو چراغ قرمز، سبز و یک کلید برای خاموش و روشن کردن آنها وجود داشت. چه باور کنید و چه از تعجب شاخ دربیاورید باید بدانید که ماموران این کوله پشتی ها را روی دوششان می انداختند، کلید تغییر چراغ ها روی سینه سمت چپشان بود و ماموران با پشت کردن به طرف رانندگان اتومبیل، آنان را متوقف کرده یا دستور حرکت به آنان می دادند.
در سال های 39 و 40 بود که دیگر مامورهای کوله پشتی به دوش، جای خود را به چراغ های اتوماتیکدادند و چهارراه ها دارای چراغ های راهنمای اتوماتیکشدند.

اولین ماموران راهنمایی و رانندگی
جالب است سری هم بزنیم به اولین ماموران راهنمایی و رانندگی در ایران که 10 نفر بودند و از بین پاسبان ها انتخاب شده بودند و کار کنترل عبور و مرور اتومبیل ها را به عهده داشتند. برای مشخص شدن آنها و تشخیصشان از پاسبان های دیگر، این ماموران یک بازوبند سفید به بازوی چپ خود می بستند.
کم کم این بازوبندها به کلاه سفید تبدیل شد و همه چیز با گذشت زمان تغییر کرد و شما حالا می توانید ماموران راهنمایی و رانندگی را با طرح لباسی خیلی متفاوت تر از آن سال ها ببینید.