ریشه واژه شاخ و شانه کشیدن
ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥   کلمات کلیدی: شاخ و شانه کشیدن ،گدایان ،ریشه ،شاخشانه کشیدن

 

ریشه شاخ و شانه کشیدن


( این اصطلاح که در اصل "شاخشانه کشیدن" است کنایه از تهدید

و ارعاب توسط کسی است که برای تامین مقصود خود از هر کاری

 خودداری نکند)

این اصطلاح از میان گدایان ایران وارد زبان مردم و ادبیات

 فارسی شده است. نیازمندان و تهی دستان در گذشته و حال

 بر دو دسته بوده و هستند. دسته نخست آنانی هستند که

 با وجود تنگدستی شان آن را نشان نمی دهند و وارونۀ دستۀ دوم

 که گدایان هستند، در خانه و مسکن خود می مانند و عزت

نفس شان اجازه نمی دهد که دست نیاز به کسی دراز کنند

و به همین علت نیز آنان را "مسکین" نامیده اند، یعنی کسی

 که در مسکن خود می ماند و در کوچه و خیابان به راه نمی افتد.

 دسته دوم، یعنی گدایان آنانی هستند که ندارند و می خواهند،

 گاهی هم دارند ولی باز هم می خواهند، بدون آن که از آن چه

 که دارند به کسی بدهند و اصطلاح " گدا صفت" نیز از

 همین جا است. در گذشته که رسم گدایی تا این اندازه

پیشرفت نکرده بود که گدایان برای خود باند و گروه داشته

 باشند، آنان تنها چند چشمه بلد بودند و با آن ها پول در

 می آوردند و رفع گرسنگی می کردند که یکی از آن

چشمه ها "شاخ و شانه کشیدن" بوده است. آنان در حالیکه

 در یک دست یک شاخ گوسفند و در دست دیگرشان یک

 استخوان شانه گوسفند را می گرفتند، بر در خانۀ مردم یا

جلوی دکان ها می رفتند و درخواست پول می کردند و اگر

صاحب خانه یا دکان از دادن پول خودداری می کرد آنگاه

گدای لجوج و سمج آن شاخ گوسفند را طوری بر شانه گوسفند

 می کشیدند که صدای چندش آوری از آن ها بر می خاست